تنهایی
تا حالا تنهاشدی ؟تنهای تنها! خودت تک!نه از اون تنهایی ها که یه چند ساعت یا یه روز بنا به ضرورت
کسی کنارت نباشه یا بخوای تنهایی سفر کنی از اون تنهایی ها درمیان انبوهی جمعیت؟ شده فکر کنی
تا آخرش تنها باشی؟
من وقتی تنهامیشم دو نفرمیشم من ویه نفر دیگه نمیدونم من وگرگ درون ٬من هوای نفس من و منییت
چرا وقتی من تها میشم در جمع بدی حضور دارم؟
خیلی وقتهامیرم توی بحر اون آدمها یا شخصیتهای داستانی حالا واقعی یا افسانه ای که تنها زندگی کردن وتونستن دوام بیارن!میگم خدایا اینا دلتنگ نمیشدن؟دلشون نمیخواست با کسی حرف بزنن
دلشون نمخواست کسی برشون حرف بزنه بابا اصلا اونا دل هم داشتن؟؟؟؟؟؟؟؟
ولی یه کسانی هم بودن که بعد ازهزار راه رفته و نرفته بعد از یه عمری جوبگردی وسیر وسفر از قیل و قال مدرسه دلشون میگره ومیرن توی کنج تنهایی.ولی اونا دیگه تنها نیستن خودشونن با یه آن دیگر خودشونن با یادها ٬خیالها٬آوازها!خودشوننبا خودشون اونا دیگه از دست خودشون خلاص شدن اونا دیگه وقتی تنهان مثل من توی جمع بدی حضور ندارن دیگه اون منه نیستش !آ]خ چقدر در امانند آنانیکه از بند خویش رستند اونا دیگه برای خودشون کسی نیستن منه بینوا تازه دارم میزنم توی سر این اون و بیشتر همه تو سر خودم که واسه خودم کسی بشم !
باور کن هر کسی لیاقت و ظرفیتش رو نداره اصلا قیمت نداره بابا اصلا فروشی نیست !این متاعیست
که خودش به رایگان دراختیار کسانی قرار میده که لیاقت و مهم تر ازاون ظرفیتش رو داشته باشن!
بعد میگم که چی میشه که ایجوری مینویسم!
نم نم باران به میخواران خوش است رحمت حق بر گنهکاران خوش است
یه دعای سرخپوستی:
ای روح بزرگ!
بگذار صدایت٬از میان باد غرب
در دیر هنگام روز
بخوبی در گوش هایم زمزمه کند
بگذار تا با عشق نسبت به برادران و خواهران خود بدون هیچ جنگی آسوده باشیم
سلامت روح و جسم بما عطا فرما تا راه حل مسایل جویش را بیابیم
و زمین را مادر خود بدانیم