ساز را به دست ميگيرد .
ساز كوك است
چشمانش بسته است و سر به آسمان مي كند
مضرابش پر طنين نواختن مي گيرد
بي شك فيض ريخته بر قلبش را را مينوازد.
+ نوشته شده در شنبه هفدهم مرداد ۱۳۸۸ ساعت 21:59 توسط ریش قرمز
|