هو

 

اساس رسیدن به عشق هیچ بودن است.به محض اینکه فکر کنی که کسی هستیُ عشق

از جریان باز می ایستد. عشق فقط از درون کسی جاری میشود که:"کسی" نباشد.

  عشق در نیستی خانه دارد. مادامیکه خالی بیایی میتوانی پربار بروی. وقتی که

  آکنده از عقل هستی عشق از تو میگریزد زیرا که لبریزی و مغرور! همزیستی و همراهی

عشق ومنیت ممکن نیست. این دو در کنار یکدیگر جایی ندارند.پس هیچ باش زیرا هیچ

منشاء همه چیزاست بینهایت است و لایتناهی هیچ همان الوهیت است

در دل را بروی عشق باز کن زیرا پشت در مانده است .یادت باشد در دل فقط یک دستگیره دارد

آنهم رو بداخل است پس تا در را باز نکنی عشق را توان داخل شدن نیست.....