خدایا!

چقدر نمیدانم

خدایا بی پناهم٬ ناچیزم٬نادانم ٬ناسپاسم

یقین دارم که حقیرم واگر نگاهت را از من برداری خسی هستم ولی چرا

پنداشته ام کسی هستم؟؟

لاغرین موری که در شبنمی غرق خواهد شد در ملک سلیمان نمی گنجد

دوست مهربانم مر از دست خود وارهان

دیریست به انتظار ایستاده نشسته ام